درسنامه آموزشی دانش فنی پایه امور زراعی کلاس دهم امور زراعی
پودمان 3: کود و سم
با توجه به اهمیت و نقش نهادههای کشاورزی (بذر، نهال، کود، سم و ...) در افزایش عملکرد کمّی و کیفی محصولات زراعی و باغی بایستی به نقش هر کدام از آنها در مراحل مختلف رشد و نمو گیاهان زراعی به دقت توجه و پرداخته شود. در خصوص آب و خاک و بذر در دو کتاب آب و خاک و گیاه و همچنین پرورش و تولید حبوبات پرداختهشده است. در این مجموعه بهطور خلاصه در خصوص کود و سم توضیحاتی آورده شده است و در سال آینده این دو موضوع را نیز بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد.
کود
پتانسیل خاک مزرعه برای تولید محصولات کشاورزی را حاصلخیزی خاک آن مزرعه میگویند.
به هر نوع ماده معدنی یا آلی یا بیولوژیک که دارای عناصر غذایی باشد و باعث بالابردن حاصلخیزی خاک و باعث افزایش عملکرد کیفی و کمّی محصول شود، کود اطلاق میشود.
کودها به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتاند از:
1- کودهای شیمیایی:
که برخی از آنها جزء عناصر پرمصرف گیاه و برخی نیز جزء عناصر کممصرف گیاه میباشند.
عناصر پرمصرف شامل: نیتروژن، فسفر، پتاس، کلسیم، گوگرد و منیزیم
عناصر کممصرف شامل: آهن، روی، منگنز، مس، بور، مولیبدن و کلر
به کودهایی که مجموع عناصر فوق را با هم و به نسبت متناسب دارا باشد، اصطلاحاً کود کامل اطلاق میشود. میزان کود مورد نیاز برای گیاهان مختلف بر حسب نیاز گیاه و با توجه به نتایج آزمایش برگ و خاک مشخص میگردد.
2- کود آلی (ارگانیک):
به کودهایی اطلاق میشوند که منشأ طبیعی دارند، مانند کود دامی یا کودهای سبز (شکل 1)
کودهای دامی (مرغی، گاوی، اسبی و غیره) دارای مقادیر پایینی از عناصر معدنی میباشند که امروزه به کمک روشهایی، همراه پوساندن کود اولاً میزان شوری و قلیاییبودن آن را پایین میآورند و ثانیاً آن را با عناصر معدنی غنیسازی مینمایند و یا به کمک نوعی کرم، به ورمی کمپوست تبدیل میکنند.
درصد موادغذایی در کودهای دامی:
- کود گاوی خشک: درصد نیتروژن 2، درصد فسفر 1/5، درصد پتاس 2
- کود اسبی خشک: درصد نیتروژن 2، درصد فسفر 1/5، درصد پتاس 1/5
- کود گوسفندی خشک: درصد نیتروژن 2، درصد فسفر 1/5، درصد پتاس 3
- کود مرغی: درصد نیتروژن 5، درصد فسفر 3، درصد پتاس 1/5
پژوهش کنید (صفحه 41 کتاب درسی)
روش تهیۀ کودهای ورمی کمپوست را از منابع معتبر گردآوری کرده و در کلاس ارائه نمایید.
در مورد کودهای سبز نیز که حاصل پوساندن بقایای سبز گیاهان میباشد فرایندی مشابه صورت میگیرد. این نوع کودها مواد آلی و هوموس (حد نهایی تجزیه و تخریب مواد آلی در خاک تشکیلدهنده، هوموس میباشد.) خاک را بالابرده و علاوهبر حاصلخیزی خاک، به بهترشدن بافت خاک نیز کمک میکنند.
مواد آلی خاک شامل بقایای گیاهی و جانوری که تجزیهشده و یا مراحل تجزیه را میگذرانند و عنصر اصلی آن را کربن تشکیل میدهد. مشخصه خاکهای حاصلخیز داشتن 5- 3 درصد ماده آلی میباشد. مقدار مواد آلی موجود در خاکهای کشور به جز مناطق محدودی در شمال از 1 درصد کمتر است.
نقش مواد آلی در خاک:
الف) نقش فیزیکی:
- کاهش وزن مخصوص ظاهری خاک که سبب سبکشدن و تهویه بهتر خاک میشود.
- تولید مواد چسبنده و ترکیبات با بار منفی سبب به هم چسبیدن ذرات خاک و بهبود ساختمان خاک میشود.
- در خاکهای شنی و سبک مواد آلی سبب بالابردن ظرفیت نگهداری آب میشود.
ب) نقش شیمیایی:
- افزایش درصد نیتروژن کل خاک
- متعادلنمودن اسیدیته (pH) خاک
- افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک
ج) نقش بیولوژیک:
- افزایش رشد ریشه
- افزایش قطر دیواره سلولی و مقاومت به آفات و بیماریها
- افزایش فعالیت میکروارگانیسمهای مفید
3- کودهای زیستی (بیولوژیک):
نسل جدیدی از کودهای موجود میباشند در حقیقت میکروارگانیسمهای مفیدی هستند که در تغذیه گیاهان نقش همزیستی داشته و به تثبیت و جذب بهتر عناصر کمک میکنند. خوشبختانه تولید تجاری کودهای زیستی (بیولوژیک) در داخل صورت گرفته است ولی متأسفانه به موازات تولید و تجارت این محصولات فرهنگسازی و ترویج مصرف این نهادهها صورت نگرفته و اغلب کشاورزان از نقش این کودها آن طور که باید و شاید اطلاع نداشته و هنوز در سبد کالایی نهادههای کودی قرار نگرفتهاند (شکل 2).
فعالیت (صفحه 42 کتاب درسی)
از پاکت انواع کودهای زیستی موجود در بازار عکس تهیه کرده و از کارشناسان و خبرگان محلی ویژگیهای آنها را پرسوجو کرده و در کلاس درس به بحث و گفتوگو بگذارید.
نقش کودهای زیستی:
به طور کلی میتوان به نقش این کودها در تثبیت بیولوژیک نیتروژن هوا، حلالیت فسفر خاک، اکسید نمودن گوگرد و همزیستی با ریشه گیاهان در جذب عناصر غذایی از خاک اشاره نمود.
کودهای بیولوژیک تثبیتکننده نیتروژن هوا حاوی باکتریهایی هستند که به اشکال مختلف (بهصورت آزاد و یا همزیست با گیاه) به تثبیت نیتروژن هوا کمک میکنند. از جمله این باکتریها میتوان به ازتوباکتر و ریزوبیُمها اشاره نمود (شکل 3)
کودهای بیولوژیک حلکنندۀ فسفات نیز حاوی باکتریهایی هستند که به روشهای مختلف کمک به حلالیت و رهاسازی فسفات خاک میکنند.
کودهای بیولوژیک اکسیدکننده گوگرد نیز دارای باکتری تیوباسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیک گوگرد میشود. قارچهای مایکوریزا نیز قارچهای همزیست با ریشه گیاهان هستند که کمک به جذب عناصر غذایی موردنیاز گیاه به ویژه عنصر فسفر میکنند.
نقش برخی از عناصر پر مصرف در گیاهان
نیتروژن (N):
نقش نیتروژن در گیاه:
- افزایش رشد سبزینهای
- رشد و نمو و توسعه متعادل اندامها
- افزایش تولید پروتئینهای گیاهی
- افزایش تولید میوه و دانه
- تیره رنگشدن برگها به سبب افزایش کلروفیل
علایم کمبود:
در یک لپهایها قسمت میانی پهنک برگ زردشده و لبه برگها سبز باقی میماند و در دو لپهایها تمام قسمت برگ زرد میشود.
فسفر (P):
در ساختمان سلولی و در بسیاری از فعالیتهای حیاتی گیاه دخالت دارد و باعث تسریع در رشد و رسیدن محصول شده و کیفیت محصول را افزایش میدهد.
علایم کمبود
در یک لپهایها بهصورت نواحی یا نقاط قرمز رنگ یا ارغوانی بر روی سطح برگ دیده میشود و در دو لپهایها رگبرگهای مسن قرمز یا ارغوانی میشود.
پتاسیم (K):
در ساختمان گیاه وجود ندارد و وجودش به خاطر ساختن بعضی اسید آمینهها ضروری است. جذب آب و تعادل جذب عناصر به پتاسیم نیاز دارد و سبب بالابردن کیفیت محصول و راندمان فتوسنتز و مقاومت گیاه در برابر امراض میشود.
علایم کمبود
به طور کلی در دو لپهایها لبه برگها زرد و سپس قهوهای میشود و در یک لپهایها این علایم از نوک برگها شروع میشود.
گوگرد (S):
در ساختمان برخی از اسیدهای آمینه و در تشکیل کلروفیل برگها نقش دارد.
علایم کمبود
رگبرگها زرد شده ولی بقیه برگ سبز میماند. (درست برعکس علایم کمبود منگنز و منیزیم و آهن که فواصل رگبرگها زرد میشود (شکل 7).
کلسیم (Ca):
کلسیم در ساخت لایه وسطی سلولی باعث کاهش میزان نرمی بافت میگردد ساختمان دیواره سلولی را حفظ میکند. بنابراین کلسیم در حفظ سفتی بافت میوه نقش ایفا میکند.
علایم کمبود
علایم در برگهای جوان نمایان است که رنگ سبز آنها مایل به زرد میشود و برگهای جوان چروکیده و باز نمیشوند و در کنار برگها پیچیدگی مشاهده میشود.

منیزیم (Mg):
نقش منیزیم در تغذیه گیاهی
- قسمتی از مولکول کلروفیل
- مؤثر در متابولیسم نیتروژن و فسفر
- مؤثر در سنتز پروتئین
- مؤثر در جذب آب بهوسیله گیاه
علایم کمبود
در برگهای مسن دیده میشود. علایم آن فواصل بین رگبرگها زرد میشود و رگبرگها سبز باقی میمانند.
نقش برخی از عناصر کم مصرف (ریز مغذی) در گیاهان
آهن (Fe) و منگنز (Mn):
منگنز در بعضی از سیستمهای آنزیمی برای تولید پروتئین دخالت دارد و آهن در ساختمان بعضی آنزیمها و بعضی از مواد رنگی دخالت دارد. آهن در عمل فتوسنتز و هم در تنفس گیاه نقش دارد.
علایم کمبود:
رگبرگها سبز باقی میمانند ولی فواصل بین آنها زرد میشود (شکلهای 8 و 9)
روی (Zn):
در سیستم آنزیمی و اکسین و پروتئین و در عمل تنفس نقش دارد.
علایم کمبود:
باریک و ضعیفشدن برگها که گاهی لکههایی بر روی برگ مشاهده میشود.
مس (Cu):
وظیفه مس در ساختمان آنزیم هاست.
علایم کمبود
سبز ماندن رگبرگها و زرد شدن فواصل رگبرگها میباشد.
بر (B):
برای تقسیم سلولی و جوانهزدن دانه گرده و انتقال بعضی هورمونها و حرکت قند میباشد.
علایم کمبود
در حالت کمبود غنچهها رشد نمیکنند و در نتیجه برگها کوچک و ضعیف میشوند.
|
|
|
کود کامل به صورت جامد:
کود کامل پرمصرف از مهمترین کودهای تولید داخل کشور است که دارای سه عنصر اصلی نیتروژن، فسفر و نیز پتاسیم است و تحت عنوان NPK شناخته میشود. بعضا در ترکیب این کود از ترکیبات روی نیز به میزان بسیار کم استفاده میشود. این کود مصرف عمده و فراوانی در بخش کشاورزی داشته و بهصورت گرانول به بازار عرضه میگردد.
استفاده از کود پرمصرف در مقایسه با کودهای نیتروژن، فسفر و پتاسیم سبب استفاده بهینه از خاک میشود. کود کامل پرمصرف هم در زمینهای زراعی و هم در زمینهای باغبانی و نیز اراضی شور مورد استفاده قرار میگیرد. کود کامل مورد استفاده در زمینهای زراعی بیش از 95 درصد مصرف کود کامل را به خود اختصاص میدهد. کود کامل مورد استفاده در این زمینه بهصورت گرانول (بهصورت دانه) تولید و مصرف میشود. این کود برای تمام محصولات کشاورزی مناسب میباشد ولی لازم است قبل از کشت با استفاده از عمیق کاری و یا شخم زمین در محلهای علامتگذاری شده زیر خاک قرار گیرند.
سم
عوامل خسارت زای محصولات کشاورزی
الف) موجودات زنده
آفت:
به موجودات زیانآوری که در مراحل مختلف تولید به محصول، خسارت اقتصادی وارد میکنند، آفات گفته میشود.
|
|
بیماری:
به اختلالاتی که در گیاه توسط عواملی مانند: قارچها، باکتریها، ویروسها، نماتدها و عوامل غیرزنده محیطی به وجود میآید، بیماری میگویند.
علفهای هرز:
به گیاهان ناخواسته و خودرویی که با اشغال فضا و نور و همچنین رقابت در مصرف غذا و آب باعث خسارت به گیاه اصلی میشوند، علفهای هرز میگویند.
عوامل غیرزنده
کمبود مواد غذایی، کلیه تنشهای محیطی وارده به گیاه، سرمازدگی، بادزدگی، سیل، و ...
تعریف سم
سم ترکیبی شیمیایی است که برای کنترل آفات و عوامل بیماریزای گیاهی و علفهای هرز مورد استفاده قرار میگیرد.
خواص یک سم کامل:
یک سم کامل، باید دارای ویژگیها و خواص زیر باشد:
1- سم موردنظر، با غلظت توصیهشده بر روی آفات و بیماریها و علفهای هرز اثر قطعی داشته باشد.
2- مصرف سم، با غلظت توصیه شده، برای انسان، دام و پرندگان، بیخطر یا کم خطر باشد.
3- بر روی حشرات مفید، سمیت کمتری داشته باشد.
4- در مقابل شرایط جوی، به اندازۀ کافی دوام داشته باشد و اثر حشرهکشی یا قارچکشی آن برای مدت معینی حفظ شود. ضمنا دوام آن در حدی نباشد که مدتی طولانی در طبیعت باقی بماند و سپس وارد زنجیرۀ غذایی شود.
5- در نباتات، با غلظتهای توصیهشده، ایجاد گیاهسوزی ننماید.
6- در محصول، طعم و بوی نامطلوب باقی نگذارد.
7- سم موردنظر، قابلیت اختلاط با سایر سموم را داشته باشد.
8- از نظر اقتصادی، ضمن مقرون به صرفهبودن دارای وسعت عمل زیادی باشد.
طبقهبندی سموم
سموم مورد استفاده در امر کنترل آفات، بیماریهای گیاهی و علفهای هرز را بر حسب شکل مصرفی، نوع آفات و عوامل بیماریزای گیاهی، طرز تأثیر و میزان نفوذ در گیاه، تقسیمبندی میکنند.
1- طبقهبندی بر حسب اشکال (فرمولاسیون) مختلف سموم:
سموم گردی:
سمومی هستند که حالت پودری دارند و به سه شکل عرضه میشوند.
- گرد سمّی یا پودر غیر قابل حل و تعلیق در آب (DF)
ترکیبی است که بدون مخلوطکردن با آب، مستقیماً به وسیلۀ گردپاشها پاشیده میشود؛ مانند گل گوگرد.
- گرد قابل تعلیق در آب یا پودر و تابل (SC) یا (WD):
گرد قابل تعلیق در آب حل نمیشوند، ولی ذرّات ریز سم، مدتی در آب معلقّ میمانند و به شکل دوغاب در میآیند، که اصطلاحا این حالت مایع را «سوسپانسیون» گویند. مانند: الوزال.
- گردهای قابل حل در آب (WG):
این نوع سموم، به راحتی در آب حل میشوند و محلول یکنواختی به وجود میآورند؛ مانند دیپترکس.
سموم محلول:
سمومی هستند که بهصورت مایع غلیظاند و به سه شکل زیر عرضه میشوند:
موادّ غلیظ قابل حل در آب (SL):
سمومی هستند که کاملاً در آب حل میشوند، مانند؛ دیمکرون و گراماکسون.
سوسپانسیون (SC):
به محلولی اطلاق میشود که ذرّات خیلی ریز سم، در یک مایع (آب یا حلّل دیگر) با غلظت زیاد پراکنده باشد.
امولسیون غلیظ (EC):
سمومی هستند که در یکی از حلّلهای روغنی، بهصورت امولسیون (Emulsion) غلیظ در میآیند و مادّۀ سمّی بهصورت ذرّات خیلی ریز در داخل مایع دیگر پراکنده است؛ مانند گوزاتیون (آزنیفوس متیل) و تری فلورالین
سموم تصعیدی:
به سمومی گفته میشود که پس از خروج از ظرف خود و قرار گرفتن در مجاورت هوا، به حالت گاز در میآیند. این سموم، به شکل قرص (قرص فستوکسین)، فشنگ (فشنگ لیندین)، خمیر (خمیر آنتی تارلو) و یا به حالت مایع تحت فشار در داخل کپسول (کپسول متیل برومید) به بازار عرضه میشوند.
سموم دانهای (گرانول یا GR):
سمومی هستند که بهصورت دانههای بسیار ریز و گرد، با قطر حدود یک میلیمتر ساخته شده است. روی این دانههای گِرد، مادّهای شبیه خاک رُس میچسبد و وقتی در جای مرطوب قرار گیرد، آب را جذب میکند و متورّم میشود و پس از چند ساعت میترکد و مادّۀ سمّی را به اطراف پخش میکند؛ مانند گرانول دیازینون 5 و 10 درصد و کاربوفوران.
طعمۀ مسموم (Bait):
این سم از اختلاط موادغذایی با سموم مختلف، تهیّه میشود. برای هر نوع آفتی، طعمۀ مسموم خاصّی تهیّه میگردد؛ از قبیل خمیر زلیو و یا طعمۀ تهیّه شده از فسفر دو زنگ، برای مبارزه با موش یا متالانجی علیه حلزون.
2- طبقهبندی سموم بر حسب نوع آفات و عوامل بیماریزای گیاهی:
این تقسیمبندی، بر اساس تأثیر موادّ سمّی بر روی دستۀ به خصوصی از آفات و یا عوامل بیماریزا در گیاهان صورت گرفته است و بر این اساس، آنها را به شرح زیر تقسیم کردهاند:
- حشره کشها (Insecticides)
- کنه کشها (Acaricides)
- موش کشها (Rudenticides)
- قارچ کشها (Fungicides)
- علف هرز کشها (Herbicides)
- نماتد کشها (Nematicides)
- نرمتن کشها (Mulluscicides)
لازم به یادآوری است که برای از بینبردن هر دسته از آفات و یا عوامل بیماریزا، باید سموم مخصوص آن دسته را به کار برد. مثلاً، در کنترل عوامل بیماریزای قارچی، از قارچ کشها و در کنترل کنه، از کنه کشها و در کنترل حشرات، از حشره کشها باید استفاده نمود. ضمناً سمومی نیز هستند که مصرف متعدد دارند؛ مثلاً هم حشره کش و هم کنه کش هستند؛ مانند مروسید.
3- طبقهبندی سموم بر حسب طرز تأثیر:
سموم را از نظر طرز تأثیر به گروههای تماسی، گوارشی و تنفّسی تقسیم مینمایند و باید در انتخاب آنها، با توجه به نوع آفت، دقّت نمود.
سموم تماسی (پوستی):
این سموم، بر اثر تماس با سطح خارجی بدن حشرات، آنها را مسموم میکنند و از بین میبرند.
سموم گوارشی (دهانی):
این نوع سموم، از راه دستگاه گوارش، در حشرات تأثیر میکنند و سبب مسمومیّت و مرگ آنها میشوند. سموم گوارشی را برای از بینبردن حشراتی مانند ملخ، آبدزدک و لاروهای برگخوار، که قطعات دهانی ساینده دارند، به کار میبرند.
سموم تنفّسی:
سمومی هستند که به سهولت در مجاورت هوا بهصورت گاز در میآیند و از راه دستگاه تنفّس وارد بدن آفت میشوند و اثر میکنند؛ مانند گاز فسفید آلومینیم.
4- طبقهبندی سموم بر حسب میزان نفوذ در گیاه:
سموم سطحی:
این سموم، فقط در سطح اندام گیاه میزبانِ آفت، پخش میشوند و در بافت نفوذ نمیکنند؛ مانند مالاتیون.
سموم نفوذی:
به سمومی اطلاق میشود که در محل پاشیدهشدن، به داخل بافت گیاه نفوذ میکنند، ولی وارد آوندها نمیشوند؛ مانند دیازینون.
سموم سیستمیک:
به سمومی گفته میشود که پس از پاشیدهشدن روی گیاه، وارد شیرۀ نباتی میگردند و به سایر قسمتهای گیاه نیز میرسند؛ مانند متاسیستوکس.
نامگذاری آفتکشها
هر آفت کش معمولاً سه نام گوناگون دارد:
نام عمومی (Entry Name = Common Name)
هر ترکیب آفت کش معمولاً دارای یک نام عمومی است. این نام توسط مؤسسه سازنده سم پیشنهادشده و سپس توسط مؤسسه استاندارد جهانی (ISO) مورد تأیید قرار گرفته است. نام عمومی، اطلاعاتی در مورد ساختار شیمیایی سم به ما نمیدهد.
نام تجارتی یا نام فرمولاسیون (Trade name):
اسامی تجارتی برای هر سم معمولاً متعدد هستند (کارخانجات مختلف- فرمولاسیونهای مختلف). حرف اول نام تجارتی معمولاً بزرگ نوشته میشود. علامت روی نام تجارتی مخفف کلمه Rigestered یا ثبت شده است.
نام شیمیایی (Chemical Name):
نام شیمیایی براساس قوانین اتحادیه بینالمللی شیمی محض و کاربردی (IUPAC) انتخاب میشود و در حقیقت بیانکننده اجزاء تشکیلدهنده ساختار شیمیایی ترکیب آفت کش و نحوه قرار گرفتن اتمها نسبت به هم است.
برای مثال:
نام عمومی: فنیتروتیون Fenitrothion
نام تجاری: سومیسیون Sumithion
نام شیمیایی: O,O-Dimethyl-O-4-nitro-m-toly phosphorothioate
| نوع آفت کش | آفت هدف |
|---|---|
| جذبکنندهها | آفت کشهایی که دارای بوی ویژهای هستند و حشرات را به منظور کنترل یا شناسایی به درون یک دام جذب مینمایند. |
| تدخینی | آفت کشهایی که به شکل گازی عمل میکنند و آفتها را زمانی که گاز را استنشاق میکنند یا گاز از راههای دیگر جذب بدن آفت میشود که به این طریق باعث کنترل آفت میشوند. |
| تنظیمکنندههای رشد | آفت کشهایی که وقتی وارد بدن آفت میشوند مشابه هورمونهای آفت عمل میکنند و سبب اختلال در نمو طبیعی آفت و از بین رفتن آفت قبل از نمو کامل، میشود. |
| حفاظتکنندهها | قارچ کشهایی که با ایجاد یک مایع بین آفت و گیاه از ایجاد بیماریهای عفونی پیشگیری مینمایند. |
| دفعکنندهها | آفت کشهایی که با ایجاد بو سبب دفع آفتها از یک منطقه یا از گیاهان میشوند. |
| تماس از طریق خوردن | آفت کشهایی که بعد از خوردهشدن، آفت را مسموم میکنند. |
| تماسی | زمانی که تماس مستقیم آفتها با آفت کش ایجاد میشود سبب ایجاد اثر روی آفت میشوند. |
| سیستمیک | وقتی یک عضو از گیاه یا جانور در معرض قرار میگیرد آفت کش به تمام اعضای گیاه یا جانور منتقل شده و سپس درصورت تغذیه آفت از این گیاه یا جانور باعث از بین رفتن و کنترل آفت میشوند. |
آشنایی با اصطلاحات مندرج در برچسب قوطیهای سم
بر روی برچسب قوطی یا بشکههای سموم مختلف معمولاً موارد و اصطلاحات زیر نوشته شده است:
1- مادۀ مؤثّره:
به ترکیبات شیمیایی اطلاق میشود که در یک نوع سمّ تجارتی به مقدار کافی وجود دارند و دارای خاصیت آفت کشیاند. مانند دیازینون 60٪ امولوسیون، یعنی، دارای 60 درصد مادۀ مؤثرّه سمّی و 40 درصد مواد همراه غیر سمّی است.
2- مواد همراه:
مواد همراه، قابلیت حلشدن و چسبندگی محلول را افزایش میدهد و به عنوان ترکیبات امولسیونکننده، خیسکننده و پخشکننده عمل مینمایند و باعث رنگینشدن سم نیز میگردند.
3- مقدار درجۀ سمیّت $(L{D_{50}})$
عبارت است از مقدار سمّ خالص بر حسب میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، که باعث مرگ حدّاقل 50٪ جانوران مورد آزمایش میشود.
هر چه عدد $(L{D_{50}})$ یک سم کوچکتر باشد، درجۀ سمیّت آن بیشتر است؛ مانند نواکرون با $L{D_{50}} = 20mg/kg$ برعکس، هر قدر این عدد بزرگتر باشد، درجۀ سمیّت آن کمتر است؛ مثل مالاتیون با $L{D_{50}} = 1500mg/kg$
تقسیمبندی سموم بر مبنای درجه سمیت
سموم فوق العاده خطرناک:
$(L{D_{50}})$ دهانی 0 تا 50 و پوستی 0 تا 200 (میلیگرم بر کیلوگرم)
سموم با خطر متوسط:
$(L{D_{50}})$ دهانی 51 تا 500 و پوستی 201 تا 20 (میلیگرم بر کیلوگرم)
سموم کم خطر:
$(L{D_{50}})$ دهانی 501 تا 5000 و پوستی 2000 تا 2000 (میلیگرم بر کیلوگرم)
سموم بی خطر:
$(L{D_{50}})$ دهانی 5000+ و پوستی 20000+ (میلیگرم بر کیلوگرم)
تعریف $(L{D_{50}})$
عبارت است از غلظت کشنده سم برای 50٪ حیوانات مورد آزمایش و بر حسب میکروگرم در لیتر بیان میشود. $(L{D_{50}})$ در خصوص میزان سمیت سموم تدخینی به کار میرود)
4- دورۀ کارنس:
عبارت از مدت زمانی است که سم میتواند بعد از سمپاشی، سمیّت خود را حفظ کند. این مدّت، در سموم مختلف متفاوت است. مثل مالاتیون، که دورۀ کارنس آن یک هفته و متاسیستوکس که دورۀ کارنس آن سه هفته است.
باقی مانده سموم:
(CCPR (Codex Committee on Pesticide Residues یا کمیته باقیمانده سموم کدکس میباشد. یکی از وظایف این کمیته تعیین حداکثر باقی مانده سموم (MRL) در موادغذایی میباشد. کلیه کشورها در صورتی اجازه ورود محصولات کشاورزی را میدهند که این محصول دارای تأییدیه معتبر از یکی از آزمایشگاههای مورد تأیید کدکس، باشد. این مهم برای بسیاری از کشورهای پیشرفته و پیشرو مورد توجه قرار دارد.
- باقی مانده سموم روی محصولات کشاورزی به صورت (PPM (Parts Per Million یک میلیونیوم نشان میدهند.
- اکثر سموم شیمیایی سرطانزا و تومورزا هستند و وجود انواع سرطانها در جوامع امروز زنگ خطری در این زمینه است.
- این نوع مسمومیتها در اثر مصرف متوالی مقادیر جزئی باقیمانده سموم در موادغذایی به وجود میآیند.
تحقیق کنید (صفحه 51 کتاب درسی)
- مهمترین سموم مورد مصرف در منطقۀ شما کداماند؟
- رایجترین سموم از نظر نحوۀ تأثیر، میزان نفوذ، نوع ترکیبات و شکل ظاهری در منطقۀ شما چگونهاند؟
- علت رواج نوع خاصی از سم در منطقۀ خود را بررسی کنید.
آشنایی با زمان مصرف سموم
نکتهای که باید قبل از تهیۀ محلول سم و آغاز سمپاشی مورد توجه قرار گیرد، مشخصکردن زمان مناسب سمپاشی است. سمپاشی در زمان نامناسب، نه تنها موجب بهبود کیفیت و کمیت محصول نمیگردد، بلکه میتواند با از بینبردن دشمنان طبیعی آفت موردنظر موجب طغیان آفت در زمانی دیگر گردد و یا آلودگیهای زیست محیطی ایجاد نماید. بنابراین بهتر است قبل از آمادهشدن برای سمپاشی، زمان مناسب مصرف سموم را مشخص کنید. به این منظور به دو نکتۀ زیر توجه نمایید:
الف) مرحله حساس آفت به سم:
هر آفتی در مرحلهای از زندگی خود نسبت به سموم حساستر میشود و سمپاشی در این زمان بیشترین کارایی را خواهد داشت. برای مثال با شناخت چرخۀ زندگی کرم ساقهخوار برنج درمییابیم لاروهایی که تازه از تخمها خارج شدهاند، ابتدا تغذیه از برگهای برنج را آغاز مینمایند. پس از مدتی نحوۀ تغذیۀ آنها عوض میشود و با سوراخکردن ساقۀ برنج وارد آن میشوند و در داخل آن شروع به تغذیه و رشد مینمایند.
بنابراین بهترین زمان سمپاشی این آفت، بلافاصله پس از خروج لاروهای جوان از تخم و قبل از ورودشان به داخل ساقه است. زیرا پس از ورود لاروها به ساقه، دیگر سم اثر چندانی روی آنها نخواهد داشت (شکل 19).
ب) مناسببودن وضعیت جوّی:
هنگامی که اقدام به سمپاشی میکنید باید نسبت به نحوۀ زندگی آفت از یک طرف و وضعیت آب و هوایی منطقه از طرف دیگر آگاهی کامل داشته باشید، زیرا باید موقعی عملیات سمپاشی صورت گیرد که وضعیت آب و هوایی مناسب باشد؛ یعنی احتمال بارندگی، که موجب شستوشوی سم از سطح گیاه میگردد، وجود نداشته باشد. همچنین هوا زیاد سرد یا گرم نباشد، زیرا در دمای بالا یا پایین کارایی سم کاهش مییابد. دیگر اینکه باد نوزد چون باد و طوفان قطرات محلول سم را از سطح گیاه دور میکند، ضمن اینکه احتمال ورود سم به بدن کارگر سمپاش بیشتر میشود.
تفکر کنید (صفحه 52 کتاب درسی)
- چرا با ورود لاروها به داخل اندامهای گیاهی اثر سموم بسیار کاهش مییابد؟
- چگونه بارندگی اثر سم را کاهش میدهد؟
آشنایی با طرز تهیه محلولهای سمی و انجام عمل کالیبراسیون
برای تهیۀ محلولهای سمی از سموم امولسیون، با نظارت مربی خود حجمی از سم را با استفاده از پیمانههای مدّرج یا ظروف مناسب دیگر، با کمی آب مخلوط کنید و سپس تا رسیدن به غلظت توصیهشده روی برچسب سم، آب اضافه نمایید. برای تهیۀ محلولهای سمی از پودر وتابل، باید مقدار لازم سم را با توجه به نسبت توصیهشده روی برچسب سموم با ترازو وزن نمایید و بعد از آن با مقداری آب خیس کنید، سپس بقیۀ آب لازم را اضافه نمایید تا مخلوط یکنواختی به دست آید.
برای سمپاشی، معمولا از نسبت «در هزار» استفاده میشود. بدیهی است در استفاده از آب به میزان 10 یا 100 لیتر یا هر مقدار که باشد میتوان با یک تناسب ساده مقدار سم موردنیاز را محاسبه کرد. مثلاً اگر مقدار مصرف سم 2 در هزار توصیه شده باشد مقدار سمی که در یک ظرف 20 لیتری باید ریخته شود بهصورت زیر محاسبه میگردد:

لیتر ....... $X = \frac{{20 \times 2}}{{1000}} = 0/04$
گرم یا سی سی ......... $0/04 \times 1000 = 40$
یا میتوان از فرمول سادۀ زیر، برای یادگیری بهتر استفاده نمود:
مثلاً اگر غلظت سمّ توصیه شده 2/5 در هزار و حجم سمپاش مورد استفاده 100 لیتر باشد مقدار سمّ موردنیاز به طریق زیر محاسبه میشود:
$100 \times 2/5 = 250$ گرم یا سی سی
برای سمپاشی مزارع نسبت سم، بر حسب لیتر یا کیلوگرم در هکتار، محاسبه میشود. مثلاً میزان سمّ مالاتیون در یک هکتار مزرعۀ یونجه، علیه آفت سرخرطومی (نوعی سوسک)، 3 لیتر در هکتار تعیین شده است. مقدار آب لازم برای هر هکتار، بسته به نوع سمپاش، روش سم پاشی و ارتفاع گیاه، متفاوت است. جهت تعیین این میزان، قبل از سمپاشی مقدار مشخص و کوچکی از مزرعه (مثلاً 100 مترمربع) معمولی را با آب، سمپاشی نمایید تا میزان آب لازم برای سمپاشی این حجم کوچک به دست آید. سپس مقدار آب لازم برای 1 هکتار را با یک تناسب ساده محاسبه نمایید، به این عمل اصطلاحاً «کالیبراسیون» میگویند. سپس مقدار سم توصیهشده برای هر هکتار را در میزان آب لازم برای سمپاشی 1 هکتار مخلوط و سپس سمپاشی نمایید.
فعالیت (صفحه 53 کتاب درسی)
تهیۀ محلولهای سمّی در آزمایشگاه و انجام عمل کالیبراسیون در مزرعۀ هنرستان
وسایل مورد نیاز: لباس ایمنی، ماسک، پیمانۀ شفاف مدرّج در اندازههای مختلف، ترازو و سمپاش.
1- مطابق با مطالبی که بیان شد همراه با مربی خود در داخل آزمایشگاه و از روی غلظتهای توصیه شده روی برچسب سموم، محلولهای سمی از سموم امولسیون و پودر وتابل تهیه نمایید، قبل از اقدام، لازم است لباس کامل ایمنی بپوشید و ماسک بزنید.
2- سپس در مزرعۀ هنرستان یک نوع سمپاش را کالیبره نمایید، یعنی حجم کوچکی از مزرعه را با مقدار معینی از آب ظرف توسط یک سمپاش خاص، سم پاشی نمایید. سپس میزان آب لازم جهت سم پاشی تمامی مزرعه را بهدست آورید.
طرز نگهداری سموم
برای نگهداری سموم شیمیایی در انبار، باید به نکات زیر توجّه کنیم:
1- انبار سموم، باید دور از ساختمانهای مسکونی قرار گیرد و درِ آن دارای قفل باشد.
2- انبار سموم باید دارای تهویۀ کافی بوده و نسبتاً تاریک، خشک و خنک باشد.
3- از نگهداری سموم مخلوط با آب در انبارها خودداری گردد، زیرا خاصیّت خود را تدریجاً از دست میدهند.
4- از نگهداری سموم گردی در انبار مرطوب، خودداری شود.
5- سموم قارچ کش، به علّت اینکه زود تجزیه میشوند و خاصیّت خود را از دست میدهند، باید به سرعت مورد استفاده قرار گیرند.
مسمومیّتها و روشهای درمان آنها
ضمن رعایت احتیاطهای لازم، برای جلوگیری از مسمومیّتهای ناشی از کاربرد سموم شیمیایی نیز باید دقت کرد. زیرا ممکن است با مسمومیّتهای زیادی بر اثر غفلت، عدم اطلاع و دانش فنی، به ویژه رعایتنکردن موارد ایمنی مواجه شویم.
سموم شیمیایی اگر به عمد یا اشتباه، بهوسیله انسان خورده شود و یا به هنگام سمپاشی در اثر کمتوجّهی و بیدقّتی با بدن کارگر سمپاش تماس پیدا کند، یا مقدار زیادی استنشاق شود، موجب بروز مسمومیّت میگردد. اینگونه مسمومیّتها، به ویژه مسمومیّت بهوسیلۀ سموم فسفره، برای انسان فوقالعاده خطرناک و مرگ آفرین است. مسمومیّتهای ناشی از گروههای مختلف سموم را، به اختصار شرح میدهیم:
1- مسمومیّت به وسیلۀ حشرهکشهای کلره:
ایجاد مسمومیّت از طریق گوارشی:
سموم کلره، معمولاً کمتر ایجاد مسمومیّت حاد میکنند و بیشتر خاصیّت ذخیرهشدن دارند و در بافتهای چربی، کبد و کلیهها انباشته میشوند و بعد از مدّتی، ایجاد مسمومیّت مزمن مینمایند. در صورتی که سم از راه دستگاه گوارش وارد شده باشد. اسهال و استفراغ، لرز، تشنج، تنگی نفس،عدم تعادل در حرکات و دل درد، از علایم مسمومیّت خواهد بود. در موارد حاد مسموم تلف میشود.
ایجاد مسمومیّت از راه پوستی (تماسی):
اگر محلولهای روغنی سم با پوست بدن تماس حاصل نمایند، به سرعت جذب میشوند و ایجاد مسمومیّت میکنند. این مسمومیّت با علائم ظاهر میگردد: اختلال بینایی، تارشدن دید، اختلال در حلق، سرفه و التهاب پوست.
ایجاد مسمومیّت از طریق تنفّسی:
تنفس پودر سموم کلره و یا بخار آن (امولسیونهای روغنی و سوسپانسیونها)، سبب تحریک ششها و مجاری تنفّسی میشود و موجب سرفۀ دایمی میگردد. لذا، موقع گردپاشی، حتماً باید از ماسک استفاده گردد. علایم این نوع مسمومیّت، شبیه مسمومیّت از راه پوست است و از بین سموم کلره، اندرین و دیلدرین دارای سمیّت خیلی شدید و خطرناکاند.
درمان:
هرگاه سم، وارد معده شده باشد، باید معده و روده را با مسهلهای نمکی (یک لیوان آب نمک ولرم) شستوشو داد و از مصرف مسهلهای روغنی، باید اجتناب کرد؛ زیرا این مواد، جذب سموم کلره را تسریع میکنند. چنانچه آلودگی پوستی ایجاد شده باشد، فوراً قسمتهای آلوده را باید با آب و صابون شستوشو کرد.
2- مسمومیّت بهوسیلۀ حشرهکشهای فسفره
ترکیبات فسفره اغلب سبب مسمومیّتهای حاد میشوند. با توجّه به اینکه، سموم فسفرۀ مورد استفاده در دفع آفات زیادند، لذا از تقسیمبندی آنها بر حسب درجۀ سمیّت، خودداری میشود. برای این کار میتوان در موقع استفاده، به مقدار درجۀ سمیّت $(L{D_{50}})$ که روی هر قوطی سمّ نوشته شده توجّه کرد.
علایم مسمومیّت:
سرگیجه، احساس تنگی و فشردگی در سینه، که معمولاً 2 تا 8 ساعت بعد، این علایم را در پی خواهد داشت: حالت تهوّع، استفراغ و اسهال، دل درد، ترشح زیاد بزاق، تعریق، تشنّج، پایینآمدن فشار خون، انقباض مردمک چشم و اغما، که گاهی منجر به مرگ میشود.
درمان:
در مسمومیّت با سموم فسفره، باید فوراً به پزشک مراجعه نمود، قبل از مراجعه به پزشک، میتوان کارهای زیر را انجام داد:
در مسمومیّت گوارشی، یک قاشق غذاخوری نمک را در یک لیوان آب گرم حل نمایند و به مسموم بخورانند و او را وادار به استفراغ کنند. این عمل را آن قدر باید ادامه داد تا مایع دفعشده از استفراغ، کاملاً بیرنگ شود. (در مسمومیّت با سموم فسفره، هرگز نباید به مسموم، موادی نظیر شیر یا کره و یا دیگر مواد چربی خورانده شود.) در مسمومیّتهای پوستی، باید قسمتهای آلوده را با آب و صابون شستوشو داد، در صورتی که سم، با چشم تماس پیدا کند باید حداقل به مدّت 15 دقیقه چشمها را در آب تمیز و بدون صابون شستوشو داد.
3- مسمومیّت ناشی از کارباماتها:
کارباماتها در مقایسه با سموم فسفره، خطر کمتری دارند، علایم مسمومیّت و نحوۀ درمان مسمومیّت این سموم، تقریباً، همانند سموم فسفره است.
4- مسمومیّت ناشی از پیرتروئیدها:
سمیّت پیرتروئیدها، کمتر از سموم فسفره است و عموماً مسمومیّت ناچیزی در پستانداران ایجاد میکنند. نشانههای مسمومیّت عبارتاند از: تشنّج، ضعف عضلات، ناهماهنگی حرکات و لرز.
درمان:
قبل از مراجعه به پزشک، باید مسموم را وادار به استفراغ کرد.
بازار نهادههای کشاورزی (چالشها و کارها)
کشاورزی پایدار کم نهاده روشی است که بهطور کلی سبب ایجاد منافع بسیاری برای توسعه روستایی، محیط زیست، مصرفکنندگان و کل جامعه میگردد.
این روش، دانش و تجارب سنتی کشاورزان را با درک جدیدی از فرایندهای زیستی و رابطه متقابل محیط و موجودات زنده، ادغام کرده و بیان میدارد که چگونه این عوامل میتوانند برای دستیابی به توسعه پایدار، مدیریت و هدایت گردند. بنابراین ضرورت دارد در کشور ما دانش بومی و مشارکت کشاورزان بهطور قابل توجهی افزایش یابد، و بهطور جدیتری مورد توجه دستگاههای برنامهریز و سیاستگذار بخش کشاورزی قرار گیرد و دولت در جهت توسعه آن حمایتهای لازم را به عمل آورد.
عوامل مؤثر در توسعه کشاورزی کم نهاده
1- عوامل زراعی:
- استفاده از کودهای طبیعی و آلی (مانند کود حیوانی و کود بیولوژیک)
- استفاده از مبارزه تلفیقی علیه آفات، امراض و علفهای هرز
- مبارزه با آفات و بیماریها از طریق کاشت گیاهان مقاوم
- استفاده کمتر از کودها، سموم و آفت کشهای شیمیایی
- استفاده از سیستم آبیاری قطرهای جهت استفاده بهینه از منابع آبی
استفاده از انرژی خورشیدی به جای انرژی سوختی جهت استفاده بهینه از منابع انرژی
2- عوامل اقتصادی:
- ارزشگذاری و تعیین قیمتهای مناسب در مورد تولیدات سالم و کم نهاده
- تهیه ارقام جدید، پر بازده و بازار پسند
- سیاستهای اقتصادی دولت در زمینه مسائل کشاورزی (تثبیت قیمتها، خرید تضمینی و کاهش واسطهها)
- حمایت مالی دولت (یارانه، وام، کمکهای بلاعوض و غیره)
- بیمه تولید و مراحل بازاریابی (مانند بیمه حملونقل و انبارداری)
- تهیه نهادههای طبیعی، اثر بخش و مقرون بهصرفه در تولید محصولات
- سرمایهگذاری در بخش خصوصی به جهت بهرهمندی از امکانات و توانمندیهای این بخش
- توسعه صادرات و دسترسی به بازارهای بین المللی
- توسعه تسهیلات مناسب بازاریابی
- توسعه صنایع تبدیلی و فراوری تولیدات که به روش پایدار تولید شدهاند
3- عوامل اجتماعی:
- ریسکپذیربودن کشاورزان
- سطح فرهنگ، اعتقادات و باورهای کشاورزان
- همکاری و مشارکت کشاورزان با محققان، مروجان و سیاستگذاران
- ایجاد تشکلها و نهادهای محلی حساس نسبت به نیازهای کشاورزان
- اتحاد و عمل جمعی کشاورزان در پذیرش و اجرای کشاورزی پایدار
- کاربرد دانش بومی و محلی